كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
46
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
ذكر احوال فتح على اعتماد الدوله لكزى و تزويرات زوال دولت * در حق دشمنان او چون شاه بدگوئى لطف على خان را از دشمنانش نشنيد . شعله عداوت ايشان از درون سينه سر به گردون كشيد ، با يكديگر ( 74 ) نشستند و در دفع دشمنان خود مشاوره درپيوستند ، گفتند لطف على خان كه منسوب اعتماد الدوله است ، اين دفعه يك بار اگر به افغان ظفر يابد ، دل شاه بالكليه به او ميل خواهد يافت و كارها مشگل خواهد شد . شاه در بلده طهران بود . ملاباشى و حكيمباشى « 1 » در محل مرغوب به خدمت شاه رفته ، منديلهاى خود را برداشته ، بر زمين زدند و * فرياد افغان در گرفته ، گفتند كه فتح على خان اعتماد الدوله ( به ) بزرگان اكرادى كه در طرف دولت عثمانيه قرار دارند ، كاغذ ( ى ) نوشته ، به اين مضمون كه نظر به عهد و پيمانى كه ما با شاه داريم و منتظر فرصت مىباشيم ، سه هزار سوار برداشته ، روانهء طهران شويد و در شب على الغفله به سراى پادشاهى ريخته ، كار شاه را * در خواب تمام كنيد . كاغذ را به دست شاه دادند « 2 » . از مطالعهء آن شاه مبهوت و متحير ماند . از غايت ساده دلى دريافت نكرده ، ( 75 ) كه اين عمل از سر حيله و تدبير است . ندانست كه * چه كند و چه گويد . باز بازار حيله را رواج دادند ، گفتند كه ديدى اعتماد الدوله كه حمل اعتماد شاه بود ، جسارت به اين مرتبه و خيانت به اين قسم كرده ، لطف على خان كه با سپاه به شيراز رفته از آنجا ، به اصفهان آمده ، آنجا را ضبط كرده . هر گاه به زودى آدم تعيين فرمايند كه او را گرفته ، بياورند ، اهم مهمات خواهد بود و در كاغذ اعتماد الدوله مهر او شاهد و معلوم است . شاه دقت فرمايد و مهر او را ملاحظه نمايد ، داند كه بىشبه مهر اوست . از اين سخن
--> ( 1 ) - ملاباشى و حكيمباشى عهد شاه حسين عارت از مير محمد حسين ( نوه محمد باقر مجلسى ) و رحيم خان طبيب بودند . ( 2 ) - وزير اعظم و اعتماد الدوله شاه حسين ، فتح على خان كه مرد مديرى بود ، دشمنان زيادى داشت ، مير محمد حسين و رحيم خان نيز ( شايد از اين جهت كه وى اهل تسنن بود ) ، از آن جمله بودند ، لذا با تبانى اين دو نفر و همدستى محمد قلى خان قورچىباشى در تاريخ 7 صفر 1133 / 8 دسامبر 1820 نامهاى جعلى دال بر خيانت فتح على خان ، به شاه دادند . نگاه كنيد به : محمد محسن ( مستوفى ) : زبدة التواريخ ، ص 205 و 206 .